آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )
540
ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )
شادى يزدگرد » ) « 1 » ، نخو هرمزد « 2 » ، هرمزدوراز ، و راز پيروز ، شاهپور و رازيا ، و راز شاهپور « 3 » ، و غيره : اما راجع به كلمه كرتير « 4 » ، كه قرائت صحيح و معناى آن هنوز معلوم نيست ، نمىتوانم قطع كنم ، كه آيا چنان كه هرتسفلد « 5 » عقيده دارد ، لقبى محسوب ميشده ، يا نام صاحبمنصب عاليرتبهاى بوده است . يكى از القاب روحانيون همگدين ( « دانندهء همه احكام دين » ) « 6 » بود . اشتاين « 7 » بر آنست ، كه لقب دراندرزبذ ( بمعنى « مشاور » يا « مدير دربار » ) در عهد يزدگرد دوم عنوان وزرگ فرمذار بوده است . در اين صورت مىتوان گفت ، كه كلمه دراندرزبذ لقبى بوده ، بسيار شبيه « مشاور الدوله » يا « نظام الدوله » در قرن جديد « 8 » . القاب و عطاياى افتخارى و مناصب دربارى يا دولتى ، رائجترين وسيله پاداش لياقت بود ، و گاهى نيز براى تطميع به كار ميرفت ، مثلا اگر ميخواستند
--> ( 1 ) - لقبى است ، كه بمنذر از ملوك عرب داده شده بود . در كتاب نهايه ( ص 222 ) بجاى آن لفظ اوزوذخرجى Avzudh - khurrahe آورده است ، كه ظاهرا تحريف اوزوذخرهى [ يزدگرد ] مىباشد ، كه مترادف رام اوزوذ يزدگرد است . ( 2 ) - Nokhv - Hormizd ، نخو Nokhv ، كه صورت تفصيلى آن نخوست nokhvist ( نخست ) است ، مقايسه شود با نخوير Nokhver ، نخوير nakhver و غيره . ( ص 35 ، يادداشت 3 ) . ر ك هرتسفلد ، پايكولى ، لغت شماره 668 . ( 3 ) - وراز varaz « گراز » ؛ هرتسفلد ، پايكولى ، لغت شماره . شاهپوهروراز در زمان نرسه مرزبان آذربايجان بود ( فوستوس بيزانسى . لانگلوا ، ج 1 ، ص 229 ) و ظاهرا اين لقب را در جوانى خود در عهد شاهپور اول گرفته بود . ( 4 ) - Karter ) يا ( Kartir ( 5 ) - پايكولى ، لغت شماره 558 . در كعبه زردشت نام كرتيرى ذكر شده است . ( 6 ) - بالاتر ص 142 . ( 7 ) - ر ك ضميمه دوم . ( 8 ) - در زمان رضا شاه القاب منسوخ شد .